حسین پناهی رو که همه می شناسیم. نظرتون درباره این شعرش چیه؟
تابستان نبود، بهارو زمستان هم نبود
مردی سوار بر تانک از من پرسید، تو کتابی را نمی شناسی که بشود دمی در آن خوابید؟؟
و من در شهری از آتش می گذشتم،
با زمزمه سرود شکوه نیاکانم،
لا لا لا لالا لا لا لا لالا...
حسین پناهی
تمام تنم را به لرزه در می آورد
این سرعت بهار،
این زردی خزان،
مردمان رهگذر،
مرا ببر به سوی یاسهای سفید!


