بو جه میله ـسه رداده خه م
بو ژاندارک و تریشکوفه ـ سه ر داده خه م
به لام، ژنیک له خاکی پر مه رگی مندا
پی له جه رگی خوی بنیت و ببیته دایک
له به ر پیدا کرنوش ده به م
ناو چه وانم ده سوم له خاک!
ـدکتر عبداله پشیوـ
برای جمیله(دختر فداکار الجزائری) تعظیم می کنم
برای ژاندارک(دخترومبارزفرانسوی) و تریشکوفه(؟)هم همینطور،
اما برای زنی در خاک پر مرگم، که پا بر جگر خود گذاشته و مادر می شود
کرنش می کنم و چشمانم را به خاک می مالم!
۸ مارس، روز جهانی زن گرامی باد

این واژه بی آبرو
آزادی آواز چاقوها شد
وجيب ِدزدها
وجانماز تبر ها
آزادی، جواهرات گذرگاه سياست
وبازرگان دروغهای رنگين
ميان شهرها
آزادی، لنگه بارهای قاچاق
های ؛ چه كسی نشان كامل آزادی را به من ميدهد؟
اين واژه ی بی آبرو
آزادی چراغی است كه راه را دراز ميكند...
(شیرکو بی که س)
”شيركو بیكس“شاعر معاصر كرد وبرنده جايزه توخولسكی، برای محافل فرهنگی جهان نامی آشناست، خالق به نام شعر مدرن كرد در سال 1940 ميلادی در شهر سليمانيه (كردستان عراق) چشم به جهان گشود. پدرش” فائق بیكس “ از شاعران بنام روز گار خود بود.
در 1968 اولين مجموعه شعر ”شيركو“ بنام ” مهتاب شعر“ منتشر شد واز آن زمان تا كنون چندين مجموعه شعر، دو نمايشنامه منظوم و ترجمه ” پيرمرد و دريا “ نوشته ارنست همينگوی و "عروسی خون" اثر ” لوركا “ به زبان كردی از او به چاپ رسيده است .
” دو سرو كوهی “ ،”عقاب“ ، ” رود“ ، ”سپيده دم “ ، ” آفات “ ، ” كركس “ ، ” عطشم را شعله فرو می نشاند “ ، ” دره پروانه ها “ ، ” صليب ، مار و روز شمار يك شاعر “،” سايه “و ”آزادی، اين واژه ی بی آبرو “ از جمله دفتر های شعر اين شاعر كرد است كه به زبان های فرانسوی ، ايتاليايی ، سوئدی ، عربی و... ترجمه وچاپ شده اند . در ايران نيز در سالهای اخير، مجموعه هايی از او همچون منظومه بلند ” دره پروانه “ و ” آزادی ، اين واژه ی بی آبرو “ ترجمه وبه چاپ رسيده است .
مهمترين شاخصه كارهای شير كو بیكس ، غربتی است كه بن مايه اصلی آثار اوست. غربتی كه هم درونی است وهم بيرونی. بدين معنا كه شعوری كه شعر به شاعر هديه می كند موجب غربت درونی اوست كه اين فصل مشترك تمامی شاعران اصيل است . ديگر غربتی است بيروني؛ كه از دور دست های تاريخ ملتش سر چشمه می گيرد و تا دوران پر آشوب معاصر همواره اين غربت در صورت ها و صورتك های بی شمار مكرر شده است .
همیشه وقتی دستاش از نوشتن خسته میشه، خودکار رو میندازه و سرش رو میزاره رو میز و
به قفل در اتاق خیره میشه
اما این بار منتظر کسی نیست، منتظر یه فعله، برای تمام کردن داستانش تو این جمله:
خدا کنه روز اعتراف جلوی پای مادران ...؟
hemushe wexti Sheket bood xodkaregey daneyd o seri neide ban mizegey we noride qofli derege. weli i kerete cheweri kesi nie, cheweri ye file era dua hawirdin chirokegey ley jomle:xoda bikey roj itiraf le wer pay daligeyl
...؟
یک زبان جدید، یک زندگی جدید است.
روز ۲۱ فوریه به نام “روز زبان مادری“ نامگذاری شده است. روزی که از سال ۲۰۰۰ تا کنون به همت یونسکو گرامی داشته میشود تا از نیمی از زبانهای دنیا که در حال انقراض هستند حمایت شود.
زبان، بازتابدهندهی فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن میگویند، نمایندهی هویت آنهاست و دنیای آنها را تشریح میکند. زبان پدیدهای است که همچون موجودی جاندار با مردمان خود زندگی میکند، آنها را در بازگو کردن دنیایشان یاری میدهد، در کنارشان میبالد و تغییر و تحول پیدا میکند و حتی گاهی میمیرد. مرگ هر زبان به معنای مرگ گوشهای از فرهنگ بشری است.
برای حفظ این تنوع زبانی و تنوع فرهنگی، سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۸ را ”سال جهانی زبانها“ نامیده است. سال زبانها، همزمان با ”روز جهانی زبان مادری“ (۲۱ فوریه) آغاز میشود. این مراسم بهصورت رسمی در مقر یونسکو در شهر پاریس و با سمیناری آغاز میشود که در آن شرکتکنندگان از سراسر دنیا، برنامههای منطقهای و ملی خود را برای حفظ تنوع زبانی اعلام میکنند.
یک نکته بر همگان روشن است و آن اینکه تنوع زبانی در حال پسرفت است. به گونهای که در حال حاضر از حدود ۷ هزار زبان زندهی دنیا، نیمی از آنها در معرض انقراض قرار دارند که برخی برخوردهای سیاسی با اقلیتها، یکی از عوامل مهم این تهدید است.
و سخن آخر از زبان شاملو:
مردی به شیدایی عاشق زبان مادری خویشم.زبانی که در طول قرن ها و قرن ها، ملتی پرمایه، رنج و شادی خود را بدان سروده است. زبانی ترکیبی و پیوندی، که به هر معجزتی در قلمرو کلام و اندیشه راه می دهد.
روز جهانی زبان مادری بر همه زبانهای دنیا مبارک.



