تبليغاتX
خاک خاموش



نویسنده : مهین ; ساعت 1:16 روز دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386

 

         پند بگیرید ای سیاهیتان گرفته جای پند!          عذر آرید ای سپیدیتان دمیده بر عذار!

 استاد حسین علیزاده می خواد موسیقی یه فیلم مستند کردی رو بسازه.

 این فیلم تنها فیلم مستند درمورد جنایات صدام تو خاک کردستان عراقه.

واقعا جالبه که گاهی یه جنایتکار چندین سال میشه سوژه برای ترویج بهترین و لطیف ترین احساس آدمی( و جالبتر اینکه صدام هرگز باور نمی کرد یه جنایتکار باشه)

امیدوارم همه جنایتکارا این مستندها رو ببینن تا به شکست ظلم و خودخواهی ایمان بیارن یا حداقل در مدعی حق بودن خودشون تجدید نظر کنن!





نویسنده : مهین ; ساعت 21:13 روز جمعه یازدهم آبان 1386

 

     وه دوره و هاتی ، وه تم یه یاره

      گلاره م کور بوو یه خوو ریواره

 

 استاد علی البرزی از بهترین خواننده های ترانه های کردی کرمانشاهیه که متولد سال ۱۲۹۹ کرمانشاهه همچنین از شاگردای استاد زنده یاد درویش حسن خراباتی و فعال پر تلاش رادیو کرمانشاه بوده که اکثر آهنگهای محلی رو حدود سالای ۱۳۳۰بازخوانی واحیا کرد

 استاد البرزی اولین کسی بوده که با گروه ارکستر استاد صبا و ارکستر رادیو ایران اکثر آهنگهای کرمانشاهی رو اجرا کرد اما متاسفانه اجراهای گرانبهاش سالای بعد از انقلاب از صفحه رادیو محو شد و فقط کاستهایی از کاراش بین دوستا و طرفداراش باقی مانده. 

 زیبائی، ظرافت، لطافت و تاثیرگذاری از صفات صدای این استاد بزرگه که خوشبختانه من سه ماه پیش به لطف یکی از دوستان از یه کاست قدیمی صداشو شنیدم و متاسفانه سه روز پیش هم  اطلاع پیدا کردم که دیگه در بین ما نیست

        سه روز پیش

تو حیاط خانه گردشگری کرمانشاه به خاطر تاخیر دو ساعته مسئول دفتر که قرار بود اطلاعاتی در مورد روستاهای ویژه استان برام بیاره خیلی اتفاقی با آقای پیری (که سال ۱۳۳۵کارمند رادیو کرمانشاه بوده و از اونجا رد میشده، اتفاقی دیده که درخانه گردشگری بازه، اومده بود ببینه چه خبره) همصحبت شدم، من بی اطلاع از اینکه اونجایی که ایستاده بودم قبل از انقلاب اداره انشارات رادیو کرمانشاه بوده (که در پخش خبر، شعر و موسیقی کردی مخاطب و شنونده های زیادی از چندین استان و حتی از کشورهای همسایه داشته)به چشمای پرازاشک و قیافه بازنشسته و خسته ی مرد نگاه میکردم

آقای پیر از ترس تداعی خاطرات شیرین گذشته حاضر نبود حیاط و ساختمان بازسازی شده ی خانه رو کامل ببینه وفقط با صدایی لرزان و دست به جایگاه ارکستر موسیقی کرمانشاه دهه ۴۰ واتاق همکاراش  اشاره میکرد و  از خواننده ها و اساتید موسیقی پر آوازه مثل استاد البرزی، حسن زیرک، مجتبی میرزاده،شکراله بابان(گوینده) کمانگر(گوینده)و بخصوص از آقایی (نابیناو نوازنده بربط )به نام بلور می گفت

آخر حرفهاش از استاد البرزی که تازه صداش رو شنیده بودم به خیال اینکه هنوز مثل همه هنرمندای دیگه ساکن تهرانه پرسیدم اما آقا سرش رو به نشانه ؟؟ تکان داد و گفت : ای داد! یادش به خیر.

 

 





نویسنده : مهین ; ساعت 17:25 روز سه شنبه یکم آبان 1386

 

نوع ادبی طنزحامل پیامهای اجتماعی مهمیه که با هدف انتقاد باعث خنده مخاطب میشه،درواقع خنده و انتقاد در طنز دو روی یک سکه اند که دردها و مشکلات جامعه رو با ناامیدی بیان میکنه تا با خنداندن و گاهی گریاندن مخاطب رو به فکر فرو ببره و اما

حکایت طنز از شبکه های صدا و سیما هر بار!!! از ناتوانی تهیه کننده و کارگردان و عواملش خبر میده !

چون همیشه از فرهنگ، آداب و رسوم،لباس و لهجه اقوام و ملتهای مختلف(این بار افغانیها) استفاده می کنن برای ساختن برنامه ای که هیچ پیامی نداره جز اینکه فرداش اصطلاحات و کلمات ابداعی با دهن کجی و مسخرگی تمام بر سر زبانهای ملت می افته! و سطح سلیقه مردم پایین و پایین تر میاد.

و باز توهم؟!!! یا واقعیت ؟!!! توهین و تخریب قشرهائی از جامعه با اهداف پنهان و آشکاربه ذهن می رسه

و باز هم طبقه ای از جامعه که سالهای سال عقب نگه داشته شدن سرکوبتر و محکومتر میشن به

سادگی، به پاکی و بی خبری ...

از همه دردناکتر اینه که جماعت عوامل برنامه که نقاب دروغین کارگردانی و فیلمنامه نویسی و تهیه کنندگی رو زدن با تبلیغات عظیمی برای کار مثلا هنریشان به پاداش بازی با فرهنگ اصیل و متنوع اطرافشان سمینار و جشنواره و میزگرد برگزار میکنن و از خودشون قدردانی میکنن!!!!!!!!!!!!

 

          بیاید برای خندیدن هر مسخرگیی رو نپذیریم