تبليغاتX
خاک خاموش



نویسنده : مهین ; ساعت 22:5 روز دوشنبه سی ام مهر 1386


 

« به نام دولت جمهوری فرانسه من، شما شهرام ناظری را شوالیه ادب و هنر معرفی می کنم ».

این جایزه که سال گذشته به تایید دوندیو دووبر وزیر فرهنگ سابق فرانسه رسیده بود در این مراسم با حضور خانم والری ترانووا، مشاور فرهنگی ژاک شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه به شهرام ناظری اعطا شد. برنارد پولتی سفیر کنونی فرانسه در ایران نیز اعطا کننده دیپلم افتخار از طرف وزیر فرهنگ سابق به هنرمند اثرگذار ایرانی بود.

ژان ـ پی یر گینوت، سفیر سابق فرانسه در افغانستان،جمعی از هنرمندان و خبرنگاران ایرانی و فرانسوی، شرق شناسان و ایران شناسان فرانسوی به همراه ایرانیان مقیم پاریس در سالنِ هزار نفری تئاتر شهر، تحسین کنندگان صدای گرم شهرام ناظری بودند

 

                                                  

                                           شهرام ناظری و ژرارد ویولت رئیس تئاترشهر پاریس


 رئیس تئاتر شهر در سخنانش می گوید: « من عاشق ایران هستم و شیفته شهرام ناظری. اعطای شوالیه ادب و هنر به او موجب افتخار ماست. واژگانی چون شوالیه، ادب، هنر در ظاهر شاید کلماتی  دور از هم و متفاوت از هم باشند ولی همنشینی آنها در کنار هم ترکیبی  بس زیبا و در خور تعمق می آفریند ».

شهرام ناظری پس از دریافت نشان، و شریک کردن مردم با احساس اش می گوید: « از خداوند سپاسگزارم و از هموطنانم که با شرایط سخت در این سی سال همواره  مرا تشویق کرده اند و از مادرم که همیشه مشوقم می بود. و خوشحالم که این صدا پل میان شرق و غرب  و معرفی کننده فرهنگ ایران به غرب است».

ژرارد ویولت اضافه می کند: « کنسرتی مانند برنامه امشب نقطه اتکا و اطمینان بشریت است و ما را برای لحظه ای به فکر وامی دارد که انسانها می توانند یکدیگر را ورای اختلافهای فرهنگی و قومی دوست بدارند و به یکدیگر عشق بورزند. عمیقا به این موضوع باور دارم. و بی تردید سبک کار هنرمندانی چون ناطری است که این احساس و باور را در ما بیدارمی کند».

مجید انتظامی(آهنگساز)می گوید:
مسئولان از ارسال پیام تبریک به ناظری دریغ کردند

دریافت نشان شوالیه فرانسه به پاس یک عمر فعالیت یک خواننده ایرانی در حوزه فرهنگ و هنر کم ارزش نیست و جا داشت مسئولان با یک پیام تبریک به سهم خود در این شادمانی شریک می شدند اما متاسفانه شاهد بودیم که مسئولان حتی از یک تبریک چندخطی هم دریغ ورزیدند.

 


                                               





نویسنده : مهین ; ساعت 2:5 روز یکشنبه بیست و دوم مهر 1386

 

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

گوش بده عربده را دست منه بر دهنم

چونکه من از دست شدم در ره من شیشه منه

ور بنهی پا بنهم، هر چه بیابم شکنم...

مولانا جلال الدین بلخی تهی از خود و در تصرف عشق نه به قصد شاعری بلکه در حال مستی و سماع اسرار عشق را فاش کرده و ناله فراق و ترانه وصال را با موسیقی درون به نظم سروده.

حرف و حدیث و تفسیر با هر هدفی در موردش زیاده اما پیام مولانا جز انسان بودن برای آدمیان نیست، همون چیزی که هزاران انجمن و سازمان مدعی حقوق بشر و آزادی ازش میگن.

فکر کنم جهان به این اندازه رشد کرده که مولانا رو قاصد صلح، آزادی،ادب،حق و عشق...بدونه البته به لطف ترجمه های آثارش .

و اما

اینجا دعوا سر اینه که : ایرانیها او رو ایرانی

                               افغانها افغانی

                              و ترکها ترکیه ای  میدونن

البته از موقعی که غربیها مولانا رو شناختن، سال به نامش کردن، کنسرت براش می زارن، تمبر براش چاپ میکنن اینجا هم بعد از چندین سال به ناچار و یا به هر دلیلی؟؟؟؟ یه زمزه هائی از رسانه ها شنیده میشه بدون هیچ افتخاری !!!!!

یادم میاد که یکی از اساتید دکترای ادبیات فارسی دانشگاه وقتی که مثنوی معنوی رو تدریس می کرد آخر بحث یه یادآوری در مورد افکار مولانا می کرد به این شکل که : البته این حرفهای جناب مولانا رو جدی نگیرین ایشان شیوه دینداری من درآوریی دارن ! بدعت کردن!

            جای آنست که خون موج زند در دل لعل

             زین تغابن که خزف می شکند بازارش